یاوران محیط زیست سیمره(یاوران منظومه شمسی) Seimare Environment helper

محیط زیست و منابع طبیعی در: شهرستان ،استان ،کشورجمهوری اسلامی ،منظومه شمسی - همایش ها وسمینارهای زیست محیطی داخلی و خارجی -مقالات زیست محیطی

به نام خدا

 

 

نقش بهداشت روانی و ایمان و رعایت اصول زیست محیطی  در جلوگیری از آسیب های اجتمایی

 

 

محمد فیضی

 

 

کار شناس ارشد علوم محیط زیست، مسئول گروه یاوران محیط زیست سیمره و دبیر دبیرستانهای شهرستان دره شهر

 

 

اسفند 87

 

 

 

نقش بهداشت روانی و ایمان و رعایت اصول زیست محیطی  در جلوگیری از آسیب های اجتمایی

 

 

Fizie.m@gmail.com

 

چکیده

 

امروزه روند تحولات در جهان آنقدر سریع است که هر لحظه باید منتظر وقوع یک حادثه در جهان باشیم. و  بطور طبیعی  نتیجه این تحولات ناشی از جهشها و تغییراتی که رخ می دهد، ایجاد

کانونهای بیشتر بحران در جهان است. انواع آلودگیهای زیست محیطی آلودگی آب، هوا، خاک،اعتیاد،خشونت، بزهکاری،تبعات اجتماعی بعد ازجنگ تحمیلی،خودکشی وخودسوزی،وضعیت طلاق در جامعه،مهاجرت وحاشیه نشینی،دوره گذار، وفقر فرهنگی و... ما را در دنیای کنونی با  انسانی مضطرب،آشفته و غریب مواجه نموده است. و جهان امروزی را دنیای غربت نام نهاده اند. عصری که در آن انسانها با یکدیگر بیگانه اند. اگر زندگی برای انسان

معنا داشته باشد، خوب زندگی می کند. و ایمان به زندگی معنی می دهد دلی که به خدا بسته باشد ، همیشه آرام است.  برای انسانهای خود یافته و خود ساخته مشکلی وجود ندارد. و انسان در این جهان با اضطراب و دلهره هایی روبرو است. هیچکس نمی تواند ادعا کند که هرگز در هیچ حالتی دچار اضطراب نشده است. ارضای نیازهای زیستی و تأمین امنیت روانی برای کانون-

خانواده بیشترین اهمیت را در شادابی اعضاء خانواده دارد. فراهم آوردن حداقل نیازهای مادی

برای ادامه زندگی زمینه ساز سلامت واقعی خانواده بوده، و خانواده را از آسیب های اجتماعی حفظ خواهد نمود. در این نوشتار سعی شده است که به نقش بهداشت روانی و ایمان و رعایت اصول زیست محیطی  در جلوگیری از آسیب های اجتمایی  پرداخته شود. 

 

واژه های کلیدی: بهداشت روانی، آسیب های اجتماعی، آلودگیهای زیست محیطی، امنیت

 

 

 

مقدمه

 

در جهان امروزی کانونهای بحران روز بروز رو به افزایش است و حرکات و رفتارهای انسان نشان دهندهء آشفتگی درونیشان است، مردم مضطرب تر گشته و درگیریها و تنگناهای زندگی انسان بیشتر می شود. در حوزه باور اسلامی ما، دنیا بجایی خواهد رسید که همه فریاد بر می آورند: «نجات دهنده ما کجا است»؟

انسان امروزی لحظه به لحظه تعادل وآرامش خود را بیشتر از دست داده، بی پناه تر شده و نیاز مند تکیه گاه و مرجعی است که در وجود او بجوشد ما در باورهای اعتقادی خود در انتظار روزی هستیم که مصلح جهانی  امام زمان (عج)  ظهور نماید و انتظار همیشه محصول یک نیاز است. لذا انسان امروزی باید بیشتر از گذشته در جهت کاهش اضطراب و بحرانهای خویش بکوشد. البته یکنواختی زندگی انسان، مانع از کمال اوست. قرآن کریم یکی از عوامل کسب آرامش  را خانواده می داند. از دیدگاه اسلام،  خانواده مقدس است و در قرآن کریم 37مرتبه کلمه خانواده  ذکر،و به آن نیز  سوگند یاد شده است. در نهج البلاغه نیز کلمه خانواده 15 بار تکرار شده است. لذا هر یک از اعضای خانواده اعم از پدر، مادر و فرزندان باید خانه را یک مکان مقدس بدانند و این طرز فکر را در روابط خانوادگی خود حاکم کنند.

 ما همانطور که در بدو ورود به مکان های مقدس مانند مساجد آرامگاه معصومین (س) به رفتار و کردار و نظافت خود توجه بیشتری می نماییم، در خانه که از آن به یک مکان مقدس یاد شده است باید به روابط خود با اعضاء خانواده نیز توجه کنیم. پدر خانواده در بدو  ورود به منزل باید با چهره ای خندان وارد شده و ناراحتیهای محیط کار را فراموش نمایند و مادران نیز باید با خوشرفتاری از آنان استقبال کنند. با کمال تأسف باید گفت که در زمان ما خانواده ها شبه یتیم هستند.زیرا حضور پدر و مادردر خانه کمرنگ شده است. پدر و مادری که از صبح تا شب مشغول کار هستند، فرصت محبت، صحبت و راهنمایی فرزندان خود را ندارند.

 

اهمیت خانواده از دیگاه قرآن وحدیث وفلاسفه

در قرآن کریم علت وجودی خانواده ایجاد آرامش ذکر شده است و می فرماید: «ما برای شما زوج آفریدیم و از خودتان هم آفریدیم» با تدبر در این آیه پی می بریم که هیچ یک از دوجنس بر دیگری برتری ندارند. متأسفانه در محیط های خانوادگی وآموزشی مسئله برتری پسر بر دختر  مطرح است. بر اساس پژوهشی که در جنوب شهر تهران به عمل آمده است، بزرگترین مشکل

 دختران این منطقه تحقیر آنها در منزل است. یعنی خانواده برای ارزشهای وجودی دختران احترام قائل نیست. که البته نباید افراد را با یکدیگر مقایسه نمود. این قانون در مورد کلیه انسانها صادق می باشد. «همانطور که در قرآن آمده است: وَلَمْ یَکنْ لهٌ کٌفٌواً اَ حَدٌ،خداوند بی نظیر و بی مانند است، انسان هم بی مانند است». فلاسفه و عرفا نیز چنین می پندارند که در آفرینش تکرار وجود ندارد و هیچ انسانی همانند دیگری نیست. پیامبر اکرم (ص) به دخترش حضرت صدیقه سفارش می کند:« دخترم قبل از اینکه علی (ع) وارد خانه ات شود خود را برای آمدن او آماده کن و بایک تبسم در آستانهء در، ظاهر شو».

جای تأسف است که بسیاری از خانمها در برخورد با همسران خود دقت کافی ندارند و حتی بهترین لباس را برای بیرون از منزل می پوشند و شلخته ترین لباس را در خانه به تن می کنند. قرآن کریم درجای دیگری می فرماید: «مودت و رحمت را در ارتباطات اولیه خودتان فراموش نکنید». علامه  طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند: «مودت و رحمت با یکدیگر تفاوت دارند. مودت به مفهوم ابراز علاقه لفظی است» که امروز درخانواده ها خیلی کم رنگ شده است. و در روانشناسی جدید آمده است:«هرگز تخلیه روانی یک طرفه اتفاق نمی افتد». باباطاهر عریان خوب گفته که:

«چه خوش بی مهربونی هر دوسربی     که یکسومهربونی دردسربی»

لذا در محیط خانواده باید به سلامت تغذیه، سلامت روانی و اجتماعی و تأمین رفاه کامل اعضاء بخصوص کودکان این گلهای لطیف توجه کامل مبذول گردد، تا آنها را از خطر وزش تند بادها حفظ کنیم زمینه برای آسیب های اجتماعی فراهم ننماییم. پیامبر اکرم(ص) فرموده است که:«سلامتی بالاترین نعمتهاست». و شخصی که از سلامتی کامل برخوردار است، در برابر حوادث توانا و بردبار می ماند و می تواند بار سختیهای گوناگون زندگی را با نیرو و توانایی جسمی و  روانی خود تحمل کند. سازمان جهانی بهداشت سلامتی را«تأمین رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه فقط نبودن بیماری و نقص عضو» تعریف کرده است. به این ترتیب، نمی توان کسی راکه بیماری جسمی ندارد فردی سالم دانست، بلکه شخص سالم کسی است که ازسلامت روان نیز برخوردار و از نظر اجتماعی، در آسایش باشد. پژوهشهای انجام یافته نشان می دهد که ممکن است ریشه و علت بسیاری ازناتوانیهای جسمی از نابسامانیهای فکری و عاطفی سرچشمه گرفته و یا به شرایط فرهنگی واجتماعی که شخص در آن زندگی می کند مربوط می شود. بنابر این می توان گفت تندرستی یا سلامتی سه بعد دارد:

الف- بعد جسمانی ب- بعد روانی ج- بعداجتماعی

این سه بعد در یکدیگر تأثیر می گذارند. گاه یک بعد تسلط و نفوذ بیشتری در ابعاد دیگر دارد و گاه نیز امکان دارد دوبعد یا هر سه بعد نسبت به یکدیگر تأثیر متقابل داشته باشند و می توان آنها را مانند سه حلقه زنجیر به یکدیگر متصل دانست. و با درک درست از سلامتی انسان می توان مانع از آسیب  اجتماعی او در ادامه زندگی شد.

نکته دیگری که در ادامه این بحث باید به آن توجه شود، ابراز علاقه نسبت به فرزندان است. زوجها نیز باید نسبت به هم ابراز صمیمیت نمایند.پیامبر اکرم (ص) روز بعد از ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س) نزد ایشان آمدند و از حضرت زهرا (س) در بارة همسرش سؤال کردند. ایشان گفتند: «همسرم بسیار خوب است». و حضرت علی نیز همین نظر را در مورد همسرشان بیان کردند. زمانی هم که حضرت زهرا(س) در بستر شهادت افتاده بود، حضرت علی(ع) از ایشان پرسیدند:«شما چه نظری دربارة من دارید؟». حضرت فاطمه (س)گفتند:«در این نه سال که در کنارتان زندگی کردم هر گز ترشرویی و اخم از شما ندیدم». لذا باید به مسئله مودت و رحمت نیز در محیط خانواده توجه نمود، و در توسعه بهداشت روانی محیط خانواده کوشید، که تنها روحهای آرام می توانند به دیگران آرامش دهند و تربیت انسان در همچون محیطی است که او را از آسیب های اجتماعی در امان نگه خواهد داشت.  

 

رابطه ایمان و  بهداشت روانی و تأ ثیر آن درجلوگیری از آسیب های اجتماعی

 

روح بشر با یاد خداوند بزرگ آرام و قرار می گیرد. ایمان به خداوند یکی از محکمترین پایه های سعادت بشر است. ایمان به خداوند سرچشمه نیرومندی و قدرت روح است. ایمان به خداوند مایة آرامش خاطر و اطمینان روان است. ایمان انسان را امیدوار می سازد و دلش به خداوند و رحمت او مطمئن می شود.

قانون زندگی، قانون اعتقاد و ایمان است. آرامش زندگی جزء در سایة ایمان میسر نمی شود.افراد با ایمان هرگز در برابر مصائب وآلام زندگی متزلزل وگرفتار ضعف نمی گردند. کلید نجات از رنج روانی و اضطراب، ایمان است. ایمان باعث آرامش دل  و قدرت روح می گردد و بهترین پناهگاه برای نگهداری انسان است.

بی ایمانی و عدم توکل به خدا زیر بنای استرسها و فشارهای روحی و روانی است. بی ایمانی موجب پریشانی روح و پریشانی روح موجب بیماریهای تن و بیماریها سبب بد رفتاریها است.

آنکه در اندرون خود جهنمی دارد     بهشت بیرون چه سود خواهد داشت

هستند افرادی که از نظر مادی بهترین زندگی را دارند، اما  گرفتار طوفان افسردگی و نا امیدی هستند.جمله تحریف نشده جالبی از انجیل است که می گوید:«آه چه فایده ای دارد که انسان جهانی را بدست آورد ولی خود را ببازد».

مؤسسه بین المللی سنجش افکار مردم مغرب زمین از جمله آمریکا، تحقیقی در زمینة ثروت انجام داده است و از مردم پرسیده است چه عاملی باعث خوشبختی انسان است؟آیا ثروت خوشبختی می

آورد؟ که نتیجة بررسی ها نشان داده اند عامل اصلی خوشبختی انسان، ایمان است و حتی کسانی که تزلزل ایمان دارند، ایمان را راه خوشبختی می دانند. نتجه این تحقیق بشرح زیر است:

*-11% مردم جواب دادند که ثروت، شادی و سعادت را در زندگی بوجود می آورد.

*- 36% پاسخ دادند ثروت، تشویش، نگرانی، حرص وآز، پلیدی و در نتیجه ناخرسندی و غم را پدید می آورد.

*- 50% جواب دادند شادی و سعادت ارتباطی با ثروت و فقر ندارد و داشتن ایمان و عقیده پابر جا و سلامت نفس و روح از عوامل اصلی خوشبختی هستند.

*- 3% جواب دادند در این زمینه فکر نکرده اند.

بعضی از مکتبهای انسان شناسی، اضطراب و دلهره را جزء وجود انسان دانسته اند و به تعبیری آن را فصل ممیزی بودن انسان بودن می دانند. از خصوصیات یک انسان، این است که گاهی حالت اضطراب نیز داشته باشد تا این انگیزه برای کار بهتر در رسیدن به مقصود باشد. البته این نظریه افراطی است. اما تجربه نشان می دهد که انسان در تمام مراحل زندگی خود به نوعی دلهره و اضطراب داشته و نسبت به آینده اش بیمناک است. این حالت گاهی سبب می شود که انسانها نا امید شوند. گو اینکه گاهی نیز ممکن است منشأ فعالیتهای مثبت در همان جهت مورد نظر باشد ولی اصولاً اضطراب حالت روانی خوبی نیست.

انسان فطرتاً طالب آرامش خاطر است و اگر کم و بیش نگرانیها و اضطرابی وجود دارد باید در زیر چتر آرامش بالاتری محو گردد. این نگرانیها باید سطحی باشد مثل موجهایی که در سطح استخر آب نمایان می شود اما در زیر آن موجی وجود ندارد. ژرفای قلب انسان هم باید آرام باشد. عاملی که در عمق دل انسان ایجاد آرامش، طمأنینه و وقار می کند، ایمان به خداست. هرقدر آدمی به خدا بیشتر توجه داشته باشد، قلبش روشن تر، قدمش ثابت تر و آرامشش بیشتر است.

روایت است که زمانی حضرت یوسف را در سن نه سالگی  در چاه انداختند، عده ای اورا از چاه در آورده و تصمیم گرفتند که اورا بعنوان غلام معامله کنند. یکی از افرادی که در آنجا حضور داشت، با حالت دلسوزی گفت: « نسبت به این طفل غریب مهربانی کنید» یوسف که این سخن را شنید با اطمینان خاطر وآرامش روان گفت: « کسی که با خدا است، گرفتار غربت و تنهایی نیست». این است معنی آرامش بر خاسته از شکوه ایمان. انسانهای با ایمان در هیچ حالتی نگران نمی شوند. دیده شده است افرادی در سهمگین ترین حوادث زندگی، خود را نمی بازند و هیچ حادثه ای در دل آنان اثر نمی گذارد. حد اکثر یک نگرانی سطحی و زود گذر در آنها پیدا می شود بدون آنکه عمق دلشان تکان بخورد.بر عکس این دسته افراد گروه دیگری هستند که کوچکترین پیشامد در آنها تأثیر می گذارد.اینها افرادی مضطرب، همیشه نگران، متزلزل و هراسناکند بطوری که از همه کس و همه چیز می ترسند.اینها همه نشانه بی ایمانی است. اگر در خانواده ای آرامش نباشد یا بهره کمی از آن در وجود خانواده باشد، دلیل بر ضعیف بودن یاد خدا در دلهاست. هرقدر یاد خدا قویتر و شدیدتر باشد، آرامش بیشتر است. طوفان دریا کوه کنار دریا را نمی لرزاند فقط آب دریا را تکان می دهد. انسان همانند کشتی کوچکی است که اگر بجای محکمی بسته شود، طوفان نمی تواند اورا نابود کند اما اگر آزاد و رها باشد با موج به هر طرفی می رود و زمانی هم ممکن است در عمق دریا فرو رود. یاد خدا لنگر گاهی است که قدرت بی نهایت دارد. هرقدر رابطه با او قویتر باشد آرامش بیشتر است. فرد مؤمن، سر سخت تر، مقاوم تر، نشکن تر و آسیب ناپذیرتر از صخره ها است. کوه عظیمی را با دینامیت منفجر می کنند و از جا می کنند اما تند بادهای جهان، آدم با ایمان را نمی لرزاند زیرا دلش وابسته به خداست و به جایی ارتباط دارد که در آن لرزش و دگرگونی  جایی ندارد.

قطره چو متصل به دریا شد       تو دگر قطره اش مخوان دریا است

روانپزشکان همین مسأله را با تحقیق، بررسی و تجربه بیان کرده اند ومی گویند که ایمان محکم به دین، نگرانی، تشویش، هیجان، ترس و عواملی را که موجب ناخوشی است، از بین می برد. کسی که حقیقتاً معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نمی شود. ایمان، آرامش دل را بوجود می آورد. ایمان، آرام بخش دلهای ملتهب و بر طرف کنندة غم، اندوه و ناراحتی است انسانهای با ایمان به همه چیز راضی هستند ودر پنهان نگرانی ندارند.

ارضای نیازهای زیستی و تأمین امنیت روانی اعضاء خانواده بیشترین اهمیت را در شادابی دارد.

کودک باید شاد، امیدوار و دارای اعتماد به نفس باشد و از شکست، شکسته نشود. این کودک باید شکست را پایةموفقیتهای بعدی خود بداند. ایمان به  خداوند سرچشمه نیرومندی و قدرت روح است. انسان با نیروی ایمان،  هرگز در شداید خود را نمی بازد و بر مشکلات فایق می آید. اما باید دقت شود که بوجود آوردن ایمان، ظرافت می خواهد. در اینجا لازم می دانم به ذکر چند مصداق از سیره پیامبر اکرم(ص) در خصوص نحوه چگونگی ایجاد ایمان اشاره گردد. پیغمبر اکرم(ص) بعنوان یک انسان برجسته و والا و دارای آرامش، در نزد کودکان بعنوان یک انسان بزرگ شناخته شده است. ایشان بین خود وبچه ها ایجاد رابطه می کند و برای اینکار به کودک و نوجوان سلام می کند و در این مورد فرموده است:«من تا آخر عمر سلام کردن به کودکان را قطع نمی کنم زیرا سلام کردن به کودکان دو اثر روانی دارد.یکی در سلام کننده تواضع ایجاد میکند و دوم، در سلام شنونده ایجاد شخصیت می کند». منظور از تربیت این رابطة حسنه و نیکو است. بدون ایجاد رابطه، کاری از پیش نمی رود. جسم با زور و قدرت تسلیم می شود اما آنچه روح و عقل را تسلیم می کند، منطق و برهان است. ایمان نیز با زور و قدرت ایجاد نمی گردد. ایمان یعنی به یک فکر مجذوب شدن و پذیرفتن آن. باید بدانیم و بفهمیم، باید بفهمیم تا معتقد شویم و باید معتقد شویم تا عمل کنیم.

روزی پیغمبر اسلام با تنی چند از صحابه از راهی عبور می کرد. چند بچه را در حال بازی دید. ابتدا به آنها سلام کرد. سپس ایستاد و مدتی بازی آنها را تماشا کرد. پیامبر خوب می داند که بازی زندگی طبیعی کودک است. بعد از چند لحظه تأمل یکی از بچه ها را صدا زد و فرمود:«مرا بیشتر دوست داری یا پدرت را؟» با توجه به اینکه بحبوحة عظمت اسلام است و بچه نیز مسلمان است جواب می دهد:«من شما را بیشتر از پدرم دوست دارم». باز پیغمبر سؤال کرد:« مرا بیشتر دوست داری یا مادرت را؟» کودک در جواب گفت:« آقا من شما را خیلی بیشتر از مادرم دوست دارم». باز حضرت فرمود:«مرا بیشتر دوست داری یا چشمانت را؟».گفت:« من شما را از چشمانم هم بیشتر دوست دارم». این راههای تربیت کردن و یاد دادن است. بعد که بچه خوب آماده شد، فرمود:«مرا بیشتر دوست داری یا الله را؟» بچه دو مرتبه پشت سر هم گفت:«الله، الله و شما را به این دلیل دوست دارم که فرستاده خدای من هستید» این روش یاد دادن خداشناسی به بچه است تا او را متوجه خدا کنیم و از آسیب در امان نگاه داریم. گاهی به کودک چیزی گفته می شود که نه خود ما از آن درک صحیحی داریم و نه او.

یا روز دیگر پیغمبر داشت از راهی عبور می کرد. دید عده ای جوان مشغول زور آزمایی هستند. جلو رفت و سلام کرد. سپس از آنها پرسید که چکار می کنند. یکی از آنها جواب داد: «آقا زور آزمایی می کنیم». پیغمبر خوب می داند تفوق جویی و برتری جویی ازخصوصیات دوران جوانی است، گفت: «آیا اجازه می دهید من داورتان باشم» پیغمبر از این کار منظور و هدفی داشت. او می خواست ایمان را از طریق مخصوص در جوان ایجاد کند. با حوصله ایستاد. هر کدام از جوانها سنگ سنگینی را بلند می کرد تا اینکه جوانی سنگین ترین سنگ را بلند کرد. حضرت دست او را گرفت و اورا بعنوان برنده معرفی نمود. سپس هنگام خدا حافظی فرمود: « اما به نظر من شجاعترین مردم کسی نیست که سنگین ترین سنگ را بلند کند، شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفس غالب شده باشد». این روش یاد دادن درس ایمان است.

 

ضرورت رعایت اصول زیست محیطی و تأثیر آن درجلوگیر از آسیب های اجتماعی

جا دارد  رعایت مسائل زیست محیطی و ارتباطی که  با ابعاد سلامتی انسان از بدو پیدایش تا پایان عمرکه برکسی پوشیده نیست، نیز اشاره شود. محیط زیست مجموعه ای متشکل از هوا، آب، خاک، موجودات زنده و انرژی است. سلامتی انسان نیز برگرفته از دو عامل، وراثت و محیط است. ما روزانه 22000مرتبه تنفس می کنیم، 15کیلوگرم هوانیاز داریم (لیتر)،5تا8هفته بدون غذا،5روز بدون آب، فقط3تا5دقیقه بدون هوا می توانیم زنده بمانیم.آلودگی های زیست محیطی موجب به خطر افتادن سلامتی انسان شده و بررسی هرکدام از عوامل متشکله محیط زیست نشان دهنده این است که بخش زیادی از بیماریهای انسان که به آنها توجه نمی شود محیطی بوده ولی از دید متولیان جامعه نادیده گرفته شده است. اگر انسان سالم محور توسعه است شک نباید کرد این انسان سالم باید در محیط سالم پرورش یابد و محیط سالم یعنی آب سالم،هوای سالم و ...بعنوان مثال اثرات آلودگی هوا بر سلامت انسان موجب بیماریهای تنفسی(برونشیت مزمن،آسم برونشیولی،آمفیزوم سرطان ) خواهد شد. و ما با نگرشی مسئولانه که از قرآن در مورد منابع طبیعی و عوامل محیط زیست داریم، که به تعبیر قرآن مالکیت اصلی منابع از آن خداست، و انسان به عنوان خلیفه الله مأموریت عمران وآبادانی زمین را عهده دار است. اجزای طبیعت ضمن اینکه به حق و براساس عدل آفریده شده اند، نشانه هایی هستند که انسان را به شناخت خداوند و کشف راز خلقت هدایت نموده و هر گونه اسراف و تبذیر و تخریب منابع، تخطّی از احکام الهی  موجب خسران بشر در این دنیا (آسیب های اجتماعی) و درآخرت خواهد شد.

     

نتیجه گیری

 با زور و دو چهرگی نمی توان ایمان را بوجود آورد. و همیشه زور ودو چهرگی سبب می شود تا هیچکس کار را بطور جدی انجام ندهد و هوشها و استعدادها در جهت تلبیث بکار افتند. کودک و نوجوان در محیط خانواده و اجتماع نیاز به مدلهای خوب دارند تا از آنها الگو گیرند. عظمت زندگی در علم نیست بلکه در ایمان و عمل صالح است. خاصیت علومی که می آموزیم ارائه طریق است، نه طی طریق. داشتن فکر و اندیشه خوب کافی نیست بلکه نکته مهم بکارگیری صحیح آن است. بی ایمانی و عدم توکل به خدا زیر بنای فشارهای روحی و روانی در نتیجه زمینه ساز آسیب های اجتماعی خواهد بود. و تنهی ایمان به خداست که بذر نور را در دلها می افشاند و استرس و اضطراب را زائل می کند. حق متکی به قوه ایمان است، آنجا که هیچ قوهء مقاوم لازم نیست. هرجا پلیس باطن ایمان است، آنجا پلیس ظاهر لازم نیست.

بی دین اگر به علم شود دریا              منجی کشتی متلاطم نیست.

 

 

پیشنهادات

* با توجه به اینکه ناهنجاری ها ریشه در ساختار جامعه دارند و علت اصلی گرایش جوانان به سمت آسیب هایی اجتماعی چون اعتیاد ،فرار از خانه ،بی بند وباری و... نیز رسیدن به آرامش و ایجاد تنوع در روند زندگی یکنواخت و مایوس کننده است که علت هر چه باشد نمی توان از مشکلات گریخت و باید باور کنیم که جوانان نیازمند تنوع وآرامش نیز می باشند، برای کاهش اثرات سوء آسیب های اجتماعی توجه به مراحل مختلف رشد وآموزش از محیط خانواده گرفته تا دوران مهد کودک، دبستان و....از اهمیت بیشتری بر خوردار می باشد، نگاه نو به آموزش و پرورش انسان امروزی می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی او را بردار و یا کمتر کند .

*توجه به دوران گذاراز جامعه سنتی به جامعه مدرن طرح قوانین متناسب با جامعه امروزی و شناخت آسیب های اجتماعی، شناخت ساختار ها وکارکرد های پدیده های اجتماعی، و جنبه های اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصادی آنها، همانگونه که شرایط نامناسب اجتماعی سبب رنجوری و پریشانی روان فرد می شود ،تغییرا ت فرهنگی ،اجتماعی ،اقتصادی نیز قدرت روحی و همسازی و همکاری افراد را مختل کرده و به واکنش نابهنجار می کشاند.

 

*ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی  جهت،

 مبارزه باآسیبها یی(انحرافات جنسی) که در برخی موارد نیازمندتغییرات اساسی اجتماعی است، ضرورت دارد، تحولاتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد.

 

سپاسگزاری

جا دارد از کلیه دست اندر کاران این همایش علمی بخصوص نیروی محترم انتظامی که نقش زیادی در تأمین امنیت اجتماعی جامعه دارند صمیمانه قدردانی نمایم. از کمیته محترم داوری همایش که با ارزیابی علمی مقالات می توانند زمینه ساز انسانهایی باشند که حرفی تازه برای همنوعان خود دارند، تا نگرشی جدید به جامعه در حال تحول و پویایی بدهند سپاسگزارم.

از دیگر همکارانی که مرا در نگارش این مقاله یاری نموده اند سرکارخانم نهله بالوی  زاده، سرکار خانم طاهره پیری  و مهندس محمد مراد مریدی تشکر ویژه دارم.

 

منابع و مأخذ

 

1-   شاه طاهری، ج.1380. بهداشت و ایمنی کار، انتشارات وزارت آموزش و پرورش

2-  اسماعیلی،س. 1381. آلاینده ها بهداشت و استاندارد در محیط زیست، انتشارات نقش مهر.

3- اشتهاردی،م.1375. حجاب بیانگر شخصیت زن،انتشارات ناصر قم.

4- شادپور،ک.1373.شبکه مراقبت های اولیه بهداشتی، انتشارات وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی.

5-  چهارمین همایش ملی بحران ها ی زیست محیطی ایران،1387. انتشارات دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات اهواز.